اوايل 1308 ، اوگانيانس به همراه دخترش زما از طريق مشهد وارد تهران شد . سينماها در تهران ، سه سال پس از آغاز سينماهاي ناطق ، همچنان به نمايش فيلم هاي صامت مشغولند . هنر پيشگان سرشناس : هارولد لويد ، چارلي چاپلين ، مي مارش ، استم قرانت ( ويليام دزموند تيلور ) ، ريچارد تالماج ، ايوان ماژوخين ، اني اندورا و پات و پاتاشون هستند .
اوگانيانس كه ظاهراً مقوله ي كارش سينماست ، پس از بررسي هاي مقدماتي در مي يابد كه مركزي تحت عنوان « فدراسيون بين المللي مجامع تحقيقات علمي » از چهار سال پيش در تهران فعال است . لذا عضويتش را مي پذيرد و بزودي با توجه به سوابقش در زمينه ي كار سينما در شوروي و بعد در ايران ، در جمع هيأت عاليه ي فدراسيون قرار مي گيرد . (9)
اوگانيانس ، بزودي با هموطن ديگر مهاجرش ، ساكوارليدزه كه قبلاً به تابعيت ايران درآمده است ، آشنا مي شود . او فكر تأسيس مدرسه ي سينمايي (10) و سپس توليد فيلم را به مرحله ي عمل در مي آورد ، كاري كه چندي قبل از اين ، علي وكيلي قادر به انجامش نشده بود . (11) نخستين اعلان منتشر مي شود :
« آگهي مدرسه آرتيستي سينما
مدرسه آرتيستي سينما واقع در خيابان علاءالدوله از روز 26 فروردين مطابق با 15 آوريل بتوسط معلمين و معلمه هاي متخصص افتتاح خواهد شد و جهت خواتين كلاس مخصوص دائر است داوطلبين مي توانند هر روزه از ساعت 3 بعد از ظهر تا 8 خود را به دفتر مدرسه معرفي نمايند . » (12)
درج نخستين اعلان ، نتيجه ي مورد نظر را به بار نياورد . عده اي از دست اندر كاران ، علت را متوجه افتتاح مقارن مدرسه ي هنرپيشگي مير سيف الدين كرمانشاهي (13) كردند . شايد هم اين درست باشد . ولي در فاصله كوتاهي پس از درج اعلانهاي بعدي و افتتاح مدرسه ي هنر پيشگي در بيستم ارديبهشت 1309 ، ابتدا بالغ بر سيصد نفر در مدرسه نام نويسي مي كنند و اين هجوم براي دوره اي كه سينما هنوز كاملاً عموميت پيدا نكرده ، هيجان انگيز است . هر چند كه اين دوره را فقط دوازده نفر به پايان رسانيدند . (14)
بين داوطلبان مدرسه ي آرتيستي سينما ، زني وجود ندارد و به همين لحاظ اعلان مجددي در جذب بانوان در جرايد چاپ مي شود :
« ورزشگاه آرتيستي سينما
در تعقيب اعلاني كه قبلاً راجع به افتتاح ورزشگاه آرتيستي سينما جهت خواتين محترمه از طرف اين مؤسسه واقع در خيابان علاء الدوله منتشر شده بود مجدداً خاطر عموم را مستحضر مي نمايد ورزشگاه مذبور از تاريخ 20 ارديبهشت افتتاح و دفتر جهت ثبت اسامي همه روزه از ساعت 4 الي شش بعد از ظهر مفتوح مي باشد داوطلبان بايد باتفاق يك نفر از فاميل خود بدفتر مذكور مراجعه نموده و نيز ورقه هويت خود را همراه بياورند ضمناً متذكر مي شود كه معلمات از خواتين متخصصه خواهند بود . » (15)
سر انجام اوگانيانس كار مدرسه را آغاز مي كند . مراجعه ي بيش از صد و پنجاه نفر باعث مي شود كه اوگانيانس كلاس هاي متعددي را كه لازمه ي اين امر است ؛ در زمينه هاي موسيقي ، بازيگري ، ورزش ، فيلمبرداري ، ژيمناسيك و رقص و ... ايجاد كند . اما شاگردان به تدريج طي ماه نخست ، تحليل مي روند ، در حاليكه اوگانيانس به تعداد باقيمانده ي شاگردانش ( كه فقط هيجده نفر هستند ) راضي و قانع است . سرانجام سعايت ها و بدگويي ها و مشكلات كه بيش از اندازه ي ظرفيتش است او را ناچار به عكس العمل مي سازد و هنوز بيش از يك ماه از افتتاح نخستين دوره ي مدرسه ي آرتيستي نمي گذرد كه اوگانيانس از پنجم تا سيزدهم تير 1309 ، سه بار اعلان « مدرسه ي آرتيستي سينما » (16) را (وزارت معارف او را ناچار از انتخاب عنوان « پرورشگاه آرتيستي سينما » و بعد « ورزشگاه آرتيستي سينما » كرده بود ) منتشر مي كند و خود نيز براي نخستين بار مقاله اي انتشار مي دهد و در آن در كنار اشاره به مشكلاتش ، اميدواري ها و خوشبيني هايش را به آينده ي كاري كه شروع كرده ، ابراز مي دارد:
« حضرت مدير محترم – گرچه تا بحال از دادن مقالات بجرائد خودداري كرده و عمل را تنها وسيله اجراي مقصود پنداشته ام – معذلك نظر به اين كه از طرف اشخاصي كتباً و شفاهاً از مقصود و ترتيبات مدرسه آرتيستي سينما سؤالات عديده مي شود لذا به ذكر اين مختصر توضيح مبادرت ورزيده و درج آن را تقاضا دارم .
ورزشگاه آرتيستي سينما در 15 آوريل افتتاح و در اول ماه مه نظر به توسعه از علاءالدوله بخيابان شيخ انتقال يافته است و فعلاً از بين تقريباً 150 نفر داوطلب 18 نفر شاگرد قابل استفاده رسماً و 3 نفر بطور خصوصي مشغول قرار گرفتن تحصيلات هستند و علاوه بر كمپاني فيلمبرداري كه مدت يكماه است مستقلاً در ورزشگاه تشكيل يافته ورزشگاه مزبور با يك كمپاني خارجي قرارداري منعقد نموده بموجب آن تا سه ماه ديگر لابراتوار منظمي وارد شده اقدام ببرداشتن فيلم هاي برزگي خواهد شد و چون براي تهيه فيلم هاي معظم عه شاگردان فيلم كافي نيست ورزشگاه تا حدود 15 نفر شاگرد ديگر نيز قبول نموده و حسب لاحتياج كودكستاني تا 15تير ماه براي تربيت اطفال مخصوص فيلم افتتاح خواهد كرد و تا 20 روز ديگر من باب آزمايش فيلمي براي اولين دفعه بشركت آرتيست هاي فعلي برداشته خواهد شد – پروگرام 5 ماهه تحصيلات شاگردان مختصراً بقرار ذيل است :
1- صنعت آكتري مطابق آخرين سيستم آمريكا
2- عكاسي
3- تكنيك سينما
4- آكرباتيك
5- ورزش سوئدي
6- بوكس
7- شمشير بازي
8- بالت
9- رقص شرقي
10- رقص اروپائي و شنا
كه بتوسط اشخاص بصير و متخصص تعليم داده مي شود .
ورزشگاه با وجود اشكالات عديده كه لازمه هر اقدام جديد است تمام وسايل رفاهيت محصلين را فراهم ساخته و حتي وسايل استحمام بعد از ورزش نيز حاضر گرديده است .
با اين كه متأسفانه ما ايراني ها ار حيث اعتماد بنفس كمال قصور را داشته و هر كس از بين خودمان درصدد پيش بردن كاري برآيد عوض تشويق وسايل ضديت را از هر حيث فراهم مي كنيم و منتظر يك نفر رژيسور اروپائي هم نمي توان شد كه از عايدات هنگفت خود صرفنظر نموده فقط محض ايجاد سينما در ايران بذل همت نمايد باتمام اين موانع و با وجود اين كه هنوز از طرف طبقه منور نما يا دولت آن طوري كه بايد مساعدت و تشويق محسوسي بعمل نيامده معذلك بنده نظر باين كه دوره ترقي و تجدد و عظمت ايران را شروع شده مي دانم يقين دارم كه موانع موجوده مرتفع و بالاخره اين مؤسسه كه در ممالك عالم يكي از موانع قطعي تربيت محسوب مي شود خدمات ذي قيمت چه از حيث اقتصادي و چه اخلاقي باين مملكت نموده و بالاخره حتي مخالفين خود را هم جلب خواهد كرد .
4/9/9
آوانس اوگانيانس » (17)
صرفنظر از اظهارات و خوشبيني هاي اوگانيانس ، واقعيت آنچه كه در فاصله ي يكسال ، اوگانيانس در جريان به پايان بردن يك دوره از مدرسه ي آرتيستي سينما و ساختن نخستين فيلم خود « تحمل » مي كند ، وسيله ي مفسر روزنامه ي
ستاره جهان يك شب پيش از نمايش عمومي فيلم
آبي و رابي ، طي مقاله مشروحي ، بازگو مي شود . مقاله را ابوالقاسم اعتصام زاده مي نوسد كه خود يكي از اعضاي هيأت رئيسه ي مدرسه آرتيستي سينما است :
« روز جمعه ( 12 دي 1309 ) بر حسب دعوتي كه از طرف مدير مدرسه سينما و يا بقول وزارت معارف مدير ورزشگاه آرتيستي سينما بعمل آمده بود در سالون سينما ماياك اولين فيلم ايراني به معرض تماشا گذارده شد . قبل از اين كه در موضوع بي تربيتي و بداخلاقي و نمك ناشناسي مدير سينما ماياك صحبتي بنمايم مي خواهم قدري از زشتي و فساد اخلاق عمومي گفتگو كرده و علت العلل عدم پيشرفت كارها را تشريح نمايم ، نمي دانم چرا ايرانيان اينطور شده ايم و به چه جهت در مقابل هر كاري بدون اينكه منافع يا مضار آنرا در نظر بگيريم از روي بغض و كينه و حسادت به آن امر كوتاهي نمي كنيم . هر مؤسسه ولو هر قدر كوچك باشد و لو آن كه منافع آن اظهر من الشمس باشد ، ولو آن كه خيال خدمت به مملكت ما داشته باشد – ولو آن كه هيچ تصادمي با منافع و مضرار ديگران نداشته باشد ، قبل از همه دچار مخالفت هاي بي موضوع مي گردد و اگر مؤسس با عرضه و استخوان دار و پررو نباشد فوراً آسيب ديده و از بين مي رود .
يك نظر به تأسيس مؤسسه آرتيستي سينما و مخالفت هائي كه از طرف اشخاص و حتي ادارات و مقامات دولتي بعمل آمده است قضيه را كاملاً واضح مي نمايد . يك سال و اندي (18) قبل از اين مؤسسه بنام مدرسه آرتيستي سينما در طهران مفتوح شده و اعلان آن منتشر گرديد وزارت معارف با وجودي كه اجازه تأسيس آنرا داده بود – بر اثر مخالفتهاي بي موضوع ديگران – بمدير اين مؤسسه اخطار نمود كه كلمه مدرسه را مبدل به ورزشگاه نمايد حالا چه فرقي بين مدرسه و ورزشگاه موجود است و چرا وزارت معارف اين حكم را صادر نموده ، موضوعي است عليحده و حسن اداره و فكر بعضي از مأمورين اين وزارتخانه را ثابت مي نمايد .
در هر صورت مدير اين مؤسسه در مقابل هر گونه مخالفت و هر گونه اشكال تراشي و هزاران موانع ديگر تاب مقاومت آورده و بالاخره فيلمي كه از هر حيث جامع و حقيقة پروپاگاند مهمي
است از ايران بوجود آورده است . » (19)
دوره اول مدرسه ي آرتيستي ، با پشتكار اوكانيانس به انجام مي رسد و پس از گذشت نزديك به چهار ماه ، از عده اي از صاحبنظران ، جهت ملاحظه ي نتيجه كارش دعوت مي كند .
اطلاعات ، در سيزدهم آبان 1309 ، گزارشي از اين جلسه دارد :
« از چند ماه باين طرف مدرسه براي تربيت آرتيست هاي سينما بمديريت آقاي آ . اوگانيانس در تهران تشكيل گرديده و عده شاگرد در مدرسه مزبور مشغول تحصيل فنون مختلفه آرتيستي و بازي هاي مختلفه آكتري سينما شده اند .
ديشب از طرف مدير مدرسه دعوتي از عده از نمايندگان مجلس و مديران جرايد و محترمين شده بود كه در جلسه امتحاني براي مشاهده عمليات شاگردهاي مدرسه حضور يابند .
ساعت هفت بعد از ظهر مدعوين در محل مدرسه حضور يافتند و پس از پذيرائي در سالوني كه براي نمايش تهيه گرديده بود قرار گرفتند . در پرده اول وضعيت زندگي سه نفر فقير بي بضاعت را نشان ميداد كه از گرسنگي و سرما در شرف مرگ بودند .
اين پرده منظره خيلي رقت انگيزي را نشان ميداد و منظور از اين پرده تجسم جست و حركات آرتيست هاي مدرسه بود كه در كمال خوبي از عهده انجام آن برآمدند .
پرده دوم محبس و فرار يك نفر حبسي را نشان ميداد و پرده سوم حركات سه نفر رفيق دزد را مجسم مي كرد .
بعد از چند دقيقه تنفس پرده هاي ديگر شروع شد . در پرده اول محكمه دندان ساز و طرز اعمال و رفتار يك دندان ساز بي سواد و بي اطلاع را نشان مي داد كه كمدي جالب توجهي بود – پرده هاي بعد عمليات ورزشي و ژيمناسيكي بمعرض تماشا گذارده شد كه مخصوصاً عمليات آقاي مينوئي كه شاگرد اول مدرسه شده است بسيار قابل بود . اين شخص چندين رشته كارهاي ورزشي از جمله بلند كردن ميله كه 104 كيلو ( 34 من ) وزن داشت در يك دست ، كوبيدن ميخ با قوت دست و پاره كردن سيني بزرگ مسي با دست و شكستن كله قندي با ضرب انگشت و دوپاره كردن به ضرب انگشت و از اين قبيل كارها ي فوق العاده را بخوبي انجام داد .كارهاي ورزشي ميرزا احمد خان صفوي هم شايان توجه بود و بطور كلي تمام كارهاي محصلين اين مدرسه با وجود عدم وسايل و اسباب كار جالب توجه واقع گرديد .
اين مدرسه اولين مدرسه اي است كه در ايران براي تربيت آرتيستي فيلمبرداري سينما باز شده است . آقاي وكيلي مؤسس سينما سپه نيز چندي قبل باين كار دست زدند ولي گويا عدم وسايل كافي ايشان را دل سرد كرد زيرا در صورتي مي توان از اين مدرسه و آرتيست هائي كه تربيت مي شوند استفاده نمود كه وسايل مكفي فراهم باشد و تا يك كمپاني يا شركتي براي فيلم برداري كه سرمايه لازمي داشته باشد تشكيل نگردد پيشرفت اين قبيل امور صنعتي خيلي مشكل بنظر مي آيد ولي در عين حال اميدواري ميرود كه پس از تربيت شدن يك دسته آرتيست قابل سينما ، كمپانيها و يا اشخاصي پيدا ميشوند كه از وجود آنها استفاده نموده و در ممكلت فيلمبردارند .
بالاخره دير يا زود فيلمبرداري در مملكت رواج خواهد يافت و بنابراين تأسيس اين مدرسه خيلي مفيد و جاي مسرت است كه در اين مدت كم پيشرفت هاي قابلي حاصل شده است . »
سرانجام دوازده نفر دوره ي نخست مدرسه ي آرتيستي سينما را به پايان مي رسانند: (20)
« آقاي حسن خان مينوئي بازگر رل امنت و زورمندي
آقاي احمد خان دهقان بازگر رل درام تراژدي و سالن
آقاي محمد علي خان قطبي بازيگر رل درام تراژدي و سالن
آقاي امير خان ارجمند بازيگر رل توروك
آقاي ابوالقاسم خان آشتي بازيگر رل درام كمدي
آقاي محمد خان ضرابي بازگر رل كمدي
آقاي اسماعيل خان نجات بازيگر رل توروك
آقاي كاظم خان طاهباز بازيگر رل درام
آقاي كاظم خان سيار بازيگر رل درام
آقاي منوچهر خان هوشي بازيگر رل درام
آقاي حسين خان نوري بازيگر رل درام
آقاي غلامعلي خان سهرابي بازيگر رل كمدي »
و اوگانيانس گام بعدي را برميدارد . اولين فيلم بلند صامت ايراني (21)، آبي و رابي را با سرمايه ي ساكوارليدزه جلوي دوربين مي برد .
« آبي » و « رابي » نمونه هاي ايراني دو كمدين دانماركي ، « پات » و « پاتاشون » (22) بودند كه نقش آنان را محمد ضرابي و غلامعلي سهرابي بازي مي كنند . فيلم شكل معمول آثار سينمايي داستاني را ندارد ، فاقد قصه ي معيني است و به سلسله ماجراهاي خنده آوري درباره دو آدم بلند و كوتاه مي پردازد .
پات و پاتاشون ايراني به لحاظ عدم امكانات كافي و گاهي نيز بودجه ي لازمه ، قادر به تكرار همان اعمال و شيطنت هاي كمدين هاي دانماركي نيستند ولي مشابه حركات و اعمال آنان را در قالب شوخي هاي كوچكي به نمايش مي گذارند :
آبي با شيلنگي آب مي نوشد و زياد هم ، ولي شكم رابي بالا مي آيد ... رابي زير بوم غلطاني مي رود و دراز مي شود و آبي با پتكي به سرش مي زند و او دوباره كوتاه ولي پهن مي شود ... (23) هوا گرم است و آبي سراش را روي بالش گذاشته است كه بخوابد ولي شدت گرما مانع مي شود و به اين ترتيب سرش را دائماً اين سو و آن سو مي كند و سرآخر بالش پاره شده و پرهاي سفيد بالش در هوا معلق مي شود . در اين زمان رابي وارد اتاق شده و گمان مي كند كه برف مي بارد پس چترش را باز كرده و روي سر خود مي گيرد ! (24) و ... اوگانيانس اوج شوخي هايي را كه به صورت زنده به جهات مختلف قادر به تصوير برداري نيست با ياري نقاشي هاي فردريك تالبرگ عملي ساخت .
هنر پيشگان فيلم
آبي و رابي ، به جز ضرابي و سهرابي ، دهقان ، قطبي ، ارجمند ، آشتي ، سيرانوش و خود اوگانيانس بودند و محل هاي فيلمبرداري ، باغ چهل فواره ( در حوالي باغشاه ) باغ پل چوبي ، خيابان شاهرضا ( انقلاب ) ، خيابان علاءالدوله ( فردوسي ) و ميدان توپخانه . هزينه ي فيلمبرداري نيز چهار هزار و سي و پنج تومان گرديد . (25)
طول فيلم
آبي و رابي ، هزار و چهارصد متر و نوع دوربين فيلمبرداري « گومون » (26) مجهز به لنز 5/3 زايس و فاصله ي كانوني پنجاه بود كه امكان فيلمبرداري حداكثر فاصله اي به اندازه ي پانزده تا بيست متر را ميسر مي ساخت . سرعت فيلم شانزده كادر در ثانيه و حركت آن مي بايست با دست صورت مي گرفت كه طبيعتاً سرعت را كم و زياد مي ساخت . به علاوه فيلم هاي خام موجود فاقد حساسيت كافي بودند و در نتيجه در هواي ابري و محل هاي تاريك وضوح كافي نداشتند . براي ظهور و چاپ ، معمولاً نگاتيف با پوزيتيف را روي چهارچوبهاي يك متر در يك متري مي پيچيدند و در مخزن هاي دواي ظهور و ثبوت شستشو مي گذاشتند . اين شيوه ، امكان صدمه به نگاتيف و پوزيتيف را زياد مي كرد و به ناچار فيلمبرداري تجديد مي شد . گاهي نيز در مرحله ي خشك كردن فيلم ها ، اجبار تكرار فيلمبرداري از صحنه ها را پيش مي آورد . چون گرد و خاك معلق در هوا ، فيلم را مخدوش مي كرد . با اين تفاصيل مقدار فيلم مصرف شده ي
آبي و رابي ، حدود 2000 متر شد . ( 27)
آبي و رابي آماده ي نمايش شد . نخستين نمايش عمومي نخستين فيلم بلند ايراني ، ساعت 2 بعد از ظهر جمعه دوازدهم دي در سينما ماياك بود . دو اظهار نظر درباره ي
آبي و رابي وجود دارد كه البته در هر دو نوشته ، بحث بيشتر در مورد حواشي است تا خود فيلم ...
اعتصام زاده ، مفسر
ستاره جهان ، دو روز پس از ديدار از
آبي و رابي در سينما ماياك ، مي نويسد :
« اين فيلم كه در آن ترقيات امروزه ايران كاملاً تشريح شده و از نظام و مراسم سلام و اعياد و آبادي امروز ايران و طرز زندگاني ايرانيان گفتگو مي شود با عدم وسايل و موجود بودن اشكالات و موانع خوب تهيه شده و انصافاً قابل انتقاد هم نيست .
اشتباه نشود ، اين كه مي گوئيم قابل انتقاد نيست نه اين كه از عيب و منقصت خالي است بلكه از لحاظ عدم وسايل و مشكل بودن تهيه آن گذشته از اين كه قابل انتقاد نيست ، قابل هر گونه تقدير و تشكر است .
آرتيستهاي اين مؤسسه با وجوديكه تاره كار مي باشند خوب از عهده انجام وظيفه برآمده و خوب هم باري كرده اند . گذشته از آقايان مخالفين خودماني مدير بي تربيت سينما ماياك [ ساكوار ليدزه ] نيز براي نمايش دادن اين فيلم مرتكب خطائي شده است كه حقيقتاً قابل عفو نيست . اين شخص بي تربيت و بد اخلاق خارجي كه خود در روسيه به شغل آشپزي اشتغال داشته است و از بركت ايران و ... ايرانيان امروز صاحب مبالغ كثيري شده است در موقع پذيرائي واردين و ميهمان هاي دعوت شده از طرف مؤسسه آرتيستي بقدري بي تربيتي و بداخلاقي بخرج داد كه انسان را از گفتن و نوشتن آن شرم مي آيد .
سال گذشته – اوايل افتتاح ورزشگاه آرتيستي سينما ، مدير مؤسسه سينما ماياك به اين مدرسه مراجعه نموده و تقاضا مي نمايد كه قبلاً اولين فيلمي را كه اين مؤسسه بر مي دارد ، به سينما ماياك اختصاص دهد – قرارداد با شرايط معيني منعقد مي شود – بعد از اتمام فيلم مدير مؤسسه آرتيستي حسب المعمول ساير ممالك كارتهاي دعوتي براي محترمين و رجال و مديران جرائد ارسال ميدارد .
مدير سينما ماياك از اين قسمت عصباني شده و در موقع ورود مدعوين به مسخره كردن محترمين و اشخاص پرداخته و بر اثر ناسزائي كه به ايران و ايرانيان مي گويد مورد تعقيب واقع شده و كار به مجادله و منازعه مي كشد. ما كاري به طرز قرارداد و طريقه رفتار اين شخص با رئيس مدرسه آرتيستي سينما نداريم ولي از اين گستاخي و عدم تربيت و فحاشي يك نفر آشپز بي تربيت خارجي نيز نمي توانيم صرفنظر كنيم و به هيچ وجه من الوجوه حق نمي دهيم كه با كمال بي شرمي به محترمين و رجال و نمايندگان مجلس ما بي احترامي روا داشته و كلماتي را از دهان خود خارج سازد كه قابل گفتن و نوشتن نيست .
اين شخص مجهول الهويه بايد از طرف مقامات مربوطه مورد تعقيب واقع شده و در مقابل اين بي تربيتي مجازات شود تا ديگران نيز تكليف خود را بدانند .
در هر صورت ما از اين پيش آمد سوء و از اين بي تربيتي مدير سينما ماياك زياده از حد متأثر مي باشيم و به مدير مدرسه آرتيستي سينما توصيه مي نمائيم كه از اين پيش آمدها و مخالفت ها نهراسيده و بخدمات مليه خود ادامه دهند و البته خدمات ايشان نيز در مقاماتي كه بايد مورد توجه قرار گيرد تأثير خود را خواهد بخشيد » . (28)
مقاله دوم را شهرزاد در روزنامه ي ايران نوشته است كه ظاهراً مي بايست همان شهرزاد يا رضا كمال باشد .
« يك فيلم ايراني
مقصود از اين عنوان فيلمي نيست كه موضوع آن يك افسانه عجيب و غريب باشد در منظره هاي الف ليله بگذرد . بازيگران آن لباسهاي اختراعي پوشيده باشند و فقط داراي يك عنوان ايراني باشند و بس . من از اين قبيل فيلم ها خيلي ديده ام و بديدن آنها هم رغبتي ندارم زيرا كمپاني هاي فيلمبرداري از ممالك شرقي هيچ نمي شناسند مگر اسمي و آنرا هم عنوان افسانه قرار مي دهند . ولي فيلم ايراني كه ديدم غير از آن فيلم ها بود .
اولين تمرين شاگردهاي مدرسه صنعتي سينما بود كه اخيراً با مديريت مسيو آگانيانس آرتيست و منصف دراماتيك ، تحصيلات صنعتي خود را بپايان رسانيده اند .
روز جمعه 12 دي ماه دو ساعت بعد از ظهر بر حسب دعوتي كه قبلاً از طرف مدير مؤسسه صنعتي سينما شده بود و در سينما ماياك تماشا نمودم در امتحان شاگردهاي مدرسه مذكور سابقاً حضور داشتم و خوب از عهده امتحان برآمدند وقتيكه به محل دعوت رسيديم يك وجد و مسرت سرشاري در خود احساس نمودم .
زودتر از ساير مدعوين حاضر شده بودم و موقعيكه سالن تاريك و صفحه روبروي ما روشن شد موقعيكه آرتيستهاي مدرسه را در بازي فيلم ديدم و مناظر دلپذير پايتخت وطن گرامي خود را مشاهده نمودم مسرت و وجد من از حد گذشت . مثل اين بود كه بعد از مدتي مهاجرت و تحمل رنج غربت دوباره به ديار مألوف خود رسيده و به ملاقات قيافه هاي محبوب آشنا نائل شده بودم قهرمانان اين فيلم كوچك آقايان ضرابي و سهرابي بودند و در ضمن ساير شاگردهاي فارغ التحصيل مدرسه از قبيل آقايان دهقان و قطبي و ارجمند و رهسپار و خود مسيو آگانيانس مدير مدرسه هر كدام به سهم خود يك بازي كوچكي را عهده دار بودند و همه خوب باري كردند و فيلم باندازه اي در نظرم خوب بود كه هيچوقت خاطره آن فراموشم نخواهد شد . خوب بود براي اينكه ايراني بود . خوب بود براي اينكه يكي عده از جوانان هم وطن ما را بيك راه با افتخار سعادت بخش صنعتي هدايت ميكرد و سرمشق ساير جوانها ميشد كه غير از زندگي اداري راهي را براي ادامه حيوة از نظر ندارند و از بيم انتظار درو كردن زحمت شخم زدن را بخود نميدهند . خوب بود زيرا نشان ميداد كه ما براي همه چيز لياقت و استعداد داريم ولي بايد اعتراف نمود كه براي بروز استعداد و لياقت تشويق لازم است – چه اگر شوق محرك انسان نباشد انسان مرده متحركي بيش نيست . براي تشويق آرتيستهاي اين فيلم به سهم خود تذكر ميدهم كه هيچكدام از مدعوين قيافه هاي محبوب آنها را فراموش نخواهد كرد و مانند عزيزترين اقوام هميشه در مد نظر باقي خواهند ماند .» (29)
تنها نسخه
آبي و رابي كه در اختيار ساكوارليدزه بود ، در حريق مدهش سينما ماياك در 1311 به كلي از بين رفت . فيلم ، اگر چه كلاً بدرنگ و تاريك و گاه نيز بيرنگ بود و موضوع و داستان خاصي نداشت ولي به لحاظ جنبه هاي كميك و تصاويرش از مناظري آشنا در تهران ، از آن كم و بيش استقبال مي شود . (30)
آبي و رابي با سود بالنسبه خوبي نيز كه براي تهيه كنندگانش حاصل مي كند ، اوگانيانس را در هدفي كه دارد مصمم تر مي سازد .